مرتضى مطهرى
403
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
2 نظريهء جبر اقتصادى تاريخ و بررسى آن بحث ما در دو جلسهء گذشته دربارهء نظريهاى بود كه در زمينهء تاريخ ابراز شده است كه نيروى گردانندهء جبرى تاريخ ، نيازهاى اقتصادى بشر است . نيروهاى توليدى جبراً تكامل پيدا مىكنند و روابط توليد و توزيع ثروت تغيير مىكند و طبعاً براساس اينها همهء شئون ديگر زندگى از آن جمله قانون ، فرهنگ ، مذهب ، اخلاق ، هنر و . . . جبراً تغيير مىكند و نمىتواند ثابت بماند . اين مسئله را از آن نظر طرح كرديم كه بحث ما دربارهء اسلام و مقتضيات زمان بود و اين يكى از دلايلى است كه افرادى مىآورند براى اينكه هيچ قانونى نمىتواند ثابت و جاويد بماند . دو تفسير از زيربنا بودن اقتصاد ما مىخواهيم دو مطلب را بررسى كنيم . يكى اينكه اين تشبيه كه مىگويند اقتصاد زيربناست ، از نظر من اندكى مبهم است ؛ يعنى دوجور مىشود تفسير كرد و از خود اين تشبيه مقصود را فهميد . يكى اينكه منظور از زيربنا ، طبقهء زيرين سازمان اجتماع است . سازمانهاى مختلف اجتماعى در حكم ساختمانى است كه داراى چندين طبقه است . يك طبقه ،